المحقق الأردبيلي

32

اصول دين ( فارسى )

دفع توهّم آنكه خداى تعالى علم به چيزهايى كه ما به گوش مىشنويم و به چشم مىبينيم نداشته باشد ، چرا كه اينها بىآلت نمىشود و لهذا جمعى از حكما توهّم كرده‌اند كه خداى تعالى علم به جزئيات ندارد . « 1 » و بعضى ديگر گفته‌اند كه اينها زايد بر علم است و حالتى است كه حاصل مىشود مر خداى تعالى را بر شنيدنيها و ديدنيها به همان كيفيت كه ما به چشم مىبينيم و به گوش مىشنويم . و اين معنى را مىتوان فهميد از تجريد « 2 » حضرت خواجه نصير الدين محمد طوسى قدّس اللّه سرّه و نوّر ضريحه . و ظاهرا كه امرى زياده بر علم نيست و در اين مقام ، صفت ، غير علم و زايد بر علم ، چيز ديگر نيست و دخول آن در علم مضرّ نيست ، مثل دخول اراده در علم و كلام در قدرت نزد ايشان . و مىتواند بود كه سبب ذكر ، آن باشد كه مذكور شد . اللّه أعلم . ششم آنكه سرمدى است يعنى قديم و ازلى و باقى و ابدى است . و قديم و ازلى آن است كه هميشه بوده است و هرگز نبوده كه نبوده باشد و وجودش را اوّل نيست . و باقى و ابدى ، آنكه هميشه خواهد بود و هرگز

--> ( 1 ) . ر ك : المباحث المشرقيّة ، ج 2 ، ص 498 - 508 ، الفصل الثاني في علمه سبحانه و تعالى بالجزئيات ؛ الاسفار الأربعة ، ج 6 ، ص 149 به بعد ، الموقف الثاني في علمه تعالى . ( 2 ) . تجريد الاعتقاد ، ص 193 : « و النقل دلّ على اتّصافه بالإدراك ، و العقل : على استحالة الآلات » . و ر ك : كشف المراد ، ص 289 .